خدایا برزخم فرداست چرا امروز میسوزم؟





سلام دوستان امیدوارم که خوب باشید خیلی دلم میخواست که با اینکه حدود ۵ساله وبلاگ نویسم میتونستمم چندتا دوسته باحال پیدا کنم اما دریغ از اینکه همه یه مشت ادم بیمعرفت و نامرد هستید قبلاً میگفتند از هر دستی میدی از همونم پس میگیری اما من تو زندگیم واسه بیشتر افراد معرفت به خرج دادم اما چیشد چی به سرم اومد؟واسه خودم که یه مردم و ایجور دارم زاری میکنم متاسفم بازم امیدوارم شماها خوش باشید.



عشق مرگ نیست زندگی است ، سخت نیست عین سادگی است
عشق عاشقانه های باد و گندم است
اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است
زندگی زیباست ،حتی اگر کور باشی
خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی 
مسحورکننده است ، حتی اگر فلج باشی
اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق 
نباشی
خدا جون چی میشه امشب منو تو بغل بگیری؟
بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری ...


gh
میکنما بییاید و نظر بدید و کمکم کنید.
معنیش میشه : بال های فرشته

كاش می دونستی كه دیگه
تموم شده دنیای من
تموم اون روزای خوب
رفته توی رویای من
كاش می دونستی كه دلم
خزون شده بدون تو
دار و ندار زندگیم حروم شده به عشق تو
كاش می دونستی كه چقدر
دلتنگ دیدن توام
حتی شده چند ثانیه
تو رو درآغوش بگیرم
كاش می دونستی كه نگات
آفتابی برای منه
لبخندهای شیرینتم
دوای درد قلبمه

گفتی که می بوسم تو راگفتم تمنا می کنم گفتی اگر
بیند کسی گفتم که حاشا میکنم گفتی ز بخت بد اگر
ناگه رقیب آید ز در ؟؟گفتم که با افسونگری او را ز
سر وا می کنم گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما
میکند گفتم که با یغماگران باری مدارا میکنم گفتی
که پیوند تو را با نقد هستی می خرمگفتم که ارزانتر
از این من با تو سودا می کنم گفتی اگر از کوی
خود روزی تو را گویم برو ؟؟ گفتم که صد سال دگر
امروز و فردا می کنم
روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند


آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد عشق هايي كه سر پيچ خيابان برسد....







به يادت اشک مي ريزم
تو اما برنمي گردي
ندونستي که مي خوامت
ندونستي و بد کردي
وصيت مي کنم وقتي که مردم
مرا در جمع عاشقان خاکم سپاريد
به جاي سنگ بر روي مزارم
درخت ليلي و مجنون بکاريد
دل درد آشنا را در تو ديدم
تو مي داني خدا را در تو ديدم
نمدانم که بي تو کيستم من
اگر روزي نباشي نيستم من
تو در چشم مني هر جا که هستي
تو را هر جا که هستي مي پرستم
دیروز به دیدنم آمده بودی با یه دسته گل سرخ و نگاهی مهربان .
نگاهی که که سالها آرزویش را داشتم و تو از من دریغ میکردی. گریه کردی و گفتی دلم برات تنگ شده است و من فقط نگاهت کردم. وقتی رفتی اشکهایت سنگ قبرم را خیس کرده بود. گفتم: خرابت میشوم.............گفت:آبادی مگر؟ گفتم:ندادی دل به من؟.........گفت:تو جان داری مگر؟ گفتم: ز کویت می روم..........گفت:تو آزادی مگر؟ گفتم:فراموشم نکن.............گفت:تو در یادی مگر؟

.jpg)







